تبلیغات
شکوفه بهار نارنج
شکوفه بهار نارنج

سلام دوستای خوبم

خب توی این مدت اتفاقات زیادی افتاد، اول اینکه سر دخملم شکست، داشت بازی میکرد که یهو افتاد روی پارچ آب بلندمون و سرش شکست، صحنه ی وحشتناکی بود ولی گذشت! سه تا بخیه خورد ولی خب چون توی ابروش هست زیاد دیده نمیشه! ولی خب خداروشکراستخونش نشکسته بود! مطلب مهم دیگه اینه که عکس دخملم رو تو برنامه ی ململ نشون دادن!!!!!!! هشتم شهریور یهو تو آشپزخونه بودم دیدم اسم و فامیل ستاره رو خوندن و بدوبدو اومدم دیدم عکسشو که دوهفته قبلش فرستاده بودم به ایمیل برنامه عصر بخیر بچه ها نشون دادن! نوه های جاریم هم دیده بودن و کلی جیغ و هورا راه انداخته بودن! هههههههههه! دایره ی لغات دخترم خیلی زیاد شده،

حیوانات: هاپو، پیشی، جیک جیک، به به(ببعی)، پیکو پیکو(پیتیکو پیتیکو یعنی اسب)، گی گی(یعنی غورغوری)، و...

اسم اسباب بازیهاش: نای نای(الاغ دیوونه)، به به (بهاره)،  آبی، عمه(این ماجرا داره)،ماما بابا( عروسک سخنگو)، توپه، پو(خرس پو) و بقیه که فعلا یادم نیست...

اعضای خانواده: باباییییییی، مااااا ماااااانیییییییییی، آمیییی(عمو)، اودین(حسین)، داداییییی(دایی)، الا(اسم خاله اش)، آژین(آذین)، و....

غذاها و خوراکیها: آبه، دیغ(دوغ)، مغ(مرغ)، گیش(گوشت)، موووو(موز)، آلو(هلو)، مااا(ماست) و اکثر چیزایی که میخواد رو به ما میفهمونه! مثلا به کفش یا جوراب میگه پا، به تاب تاب عباسی میگه اباااااااااسیییییییییی! و.....امروز هم برای اولین بار مامان جون و بابا جون رو کاملا گفت... برای دخملم یه بسته مداد شمعی خریدم که با نظارت ما روی صندلی غذاش میشینه و نقاشی میکنه.... تا حدود زیادی سر حالش میاره! (تعدادی از آثار ونگوگ کوچکمون رو میذارم) ... استخرش رو هم باد کردیم و توی حیاط میذاریمو آبش میکنیم و حسابیییییییی کیف میکنه(عکساش موجوده)...دندونهای آسیاش هم همه ورم کرده و میخواد دربیاد، و اینکه دخترکمون کمی ترسو شده، دیروز از مگس میترسید و فرار میکرد....... خب فعلا کافیه تا بعد....

 





نوشته شده در تاریخ جمعه 18 شهریور 1390 توسط بهار ب
.: Weblog Themes By PayamBlog :.