تبلیغات
شکوفه بهار نارنج
شکوفه بهار نارنج

سلام دوستای خوبم!

   نی نی من امروز میشه27 روزه! تا 3 روز دیگه قد یه دونه برنج میشه! (مامان فدای برنجش بشه)! از الان منتظرم! تا چشمای نازش رو بینم! توی چشماش زل بزنم! قربون صدقه اش برم! کمی کمردرد و درد خفیف زیرشکم دارم! ولی همسرم میگه چیزی نیست! وقتی آقای دکتر میگه چیزی نیست لابد نیست! رفتم پیش دکتر و گفتم یه سقط داشتم! اونم فقط با 21 روز سن جنین! بدون کورتاژ! بهم سیکلوژست داد! ولی دکتر(شوهرم) میگه تا حالا که مشکلی نداشتی فعللا استفاده نکن! کلا نمیدونم چرا احساس میکنم دکتر های متخصص زنان زیاد به مریض هاشون و مشکلاتشون اهمیت نمیدن! فقط میخوان مریض بعدی بیاد داخل! خب! نی نی گل من! هنوز یه ماهه هم نشدی! مامانی داره روزشماری میکنه تا یه ماهه بشی! دوروز پیش به عزیزجون(مامان بابایی) گفتم! تمام صورتم سرخ شده بود! اولین بارم بود خب! وقتی فهمید خیلی خوشحال شد! شب هم ظرفها رو خودش شست! دیشب هم به مامان جون (مامان مامانی) و زن عمو کوچیکه ات گفتم! مامان جون که از اون خواهر یا برادر قبلیت که فرشته شد رفت پیش خدا و مامانی رو تنها گذاشت خبر  داشت! ولی واسه زن عمو که اصلا انتظارشو نداشت(چون من میگفتم اول باید درسم تموم شه)  کلی تعجب کرد! خوشحالم شد! منم کل بدنم یخ کرده بود! نمیدونم چرا استرس داشتم! راستی مامان جون گفت باید از باباجون(بابای مامانی) یه مُشتلق اساسی بگیره تا بهش بگه! گفتم باید تقسیم کنه مشتلقشو! عزیزدلم! بابایی وقتی از سرکار میاد خونه میگه نانازم چه طوره؟! آخه تا قبل از اینکه بدونیم دختری یا پسر بهت میگیم ناناز! تازه کلی هم قربون صدقه ات میره! کلی هم مواظب منه که به ما دوتا آسیب نرسه! امروز وقتی اومد خونه گفت عزیزجون هم میخواسته خوردنی بفرسته واسه من! (منم گفتم ببین حالا نوه شونو تحویل میگیرن نه منو) بابایی هم گفت: (همینشم خوبه خانم! بچه ماله توئه دیگه!) مامان گلم! دخمل نازم پسر نازم! مامان فدات شه! اینروزا با اینکه تو کلی کوچولو موچولویی ولی باهات حرف میزنم! میگن شما نی نی ها از 18هفتگی صدا رو میشنوید! ولی من میگم تو الانم مامانی رو حس میکنی! برات بلند بلند روزی یه صفحه قران میخونم! هم عربی هم ترجمه! از سوره مریم شروع کردم! روزو شب دعا میکنم سالم بدنیا بیای و دامن مامانی رو سبز کنی و دل بابائی رو شاد! همه منتظرتن! پس مواظب خودت باش و سالم و ماه بمون! دوستدارت : مامانی !





نوشته شده در تاریخ جمعه 26 تیر 1388 توسط بهار ب
.: Weblog Themes By PayamBlog :.