تبلیغات
شکوفه بهار نارنج
شکوفه بهار نارنج

سلام دوستای خوبم!

اینروزا خلق و خوی من عوض شده! نمیدونم ولی احتمال میدم واسه بارداری باشه! آخه اوائل بارداری خیلی ذوق و شوق داشتم و مثل همیشه سرزنده بودم! نمیدونم شاید تغییرات هورمونی از آدم شوخ و شاد و شنگولی مثل من، یه آدم کینه ایه بداخلاقِِ اخمویِ طلبکار از همه ساخته! واسه همین برای نانازم نگرانم! نمیخوام این احساسات ناخوشایند ِآدمیت توی وجود نرم و نازکش رخنه کنه! دوست دارم مثل قبلا خودم یه آدم دل رحم مهربون باشه! ولی انگار سنگدل هم شدم اینروزا! خدا کنه روی بچه ام تاثیر نگذاره! البته چه بسا نگرانی هام واسه ی گل گل ِ خودم باعث این بدخلقی ها باشه! البته توینی نی سایت خوندم شاید دلیلش سقط قبلی باشه!همین امروز صبح! خواب میدیدم دارم با مادرشوهرم دعوا میکنم! (اونم چه دعوایی!) از خواب بیدار شدم با همه ی عالم و آدم دعوا داشتم! اولش که به دم دستترین آدم یعنی شوهرم پریدم! چون مادرشوهرم و برادرشوهرم هم بودند اونجا خیلی زیاد پیش نرفتم البته! ولی یه اخمی به اونا کرده بودم! دکتر اومده توی اتاق میگه چی شده چرا اینطوری شدی؟ بیچاره تعجب کرده بود!!!! گفتم هیچی تقصیر این فامیلهای توئه! بعد که میپرسه یعنی چی؟ منم خوابم رو واسش تعریف کردم کلی خندید و گفت یعنی واسه خواب مردم رو محکوم میکنی؟!؟! طفلک راست میگفت! ولی من انگار دست خودم نیست! ظهر با شوهرم نشستیم کلی درددل کردم واسش و سبک شدم! ولی انگار یه چیزی هی توی وجودم وول میخوره که یه جور... نمیدوم چیه! ازاین بحث ها بگذریم ، راستی میخوام واسه همسرم یه تولد بگیرم! 30 شهریور! حیاط خونه رو بدم تمیز کنن یه سری مهمون هم دعوت کنم! توی حیاط کیف میده! روز بعد از عید فطر میشه! اگر پیشنهادی واسه غذاهاش دارید کمکم کنید! خودم تو فکر پلو با ماهی سفید تازه اش هستم! ولی میخوام واسه بابایی نانازم سنگ تموم بذارم! اگر راهنمائی ای دارید بدید دوستای خوبم! راستی یه سوال نی نی تون از کی یک سری تکون های ریزش رو شروع کرد؟





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 شهریور 1388 توسط بهار ب
.: Weblog Themes By PayamBlog :.