تبلیغات
شکوفه بهار نارنج
شکوفه بهار نارنج

سلام دوستای گلم!

آدم توی غربت خیلی باید خوشبخت باشه که دوستان مهربونی مثل شما عزیزان داشته باشه! آزاده جون مامان ماهان، هاله جون مامان ارشیا، مامانی ایلی جون نازنازی، فیروزه جان مامان آرین کوچولو، نرگس جون که فعلا مامان نی نیه، مامان نی نی که همشهری خودمه، مامان علیرضا، نسرین جون مامان سارینا، بهارنارنج جون که هم اسم خودمه، ارغوان جون، عطیه جون، مامان لیلا و پریا جونش، و.... اگر هم اسم کسی رو فراموش کردم شرمنده! خدا روشکر میکنم که توی این غریبی تنها نیستم و میدونم خیلی ازاین مامانای گل هم مثل من غریب هستند! البته همینکه آدم یه نی نی داشته باشه کلی روحیه آدم رو جلا میده! 1 سال بچه نخواستیم واسه درس من! یه زمانی عاشق دانشگاه بودم ولی حالا واسه سختیهاش یه جورایی یاد دانشگاهم که میافتم انگاری یاد بدبختیهام میافتم !البته دانشگاه مشهد که بودم وضع خیلی بهتر بود، دوستان صمیمی و خوبی داشتم و البته راه نزدیکتر بود! ولی بعد انتقالی! اینجا کمی متفاوته! آدمهایی شمالی که مهربونن ولی .... (البته گفته باشم همه جا خوب و بد داره و من قصد توهین به کسی رو ندارم) شاید کمی غریبه ها رو توی جمعشون زیاد راه نمیدن! (البته این ویژگی ها مختص محل تحصیل منه چون مکان زندگیم که دو ساعت راهه تا اونجا هرگز چنین چیزی نیست! بعضا بچه ها و اساتید با معرفت هم پیدا میشه ولی بعضیاشون که مختص همون محل تحصیلم هستند واییییییییییییی! خدایاااااا! اینا  از بنده های خدا نمیگذرند خدا میخواد ازشون بگذره؟ خب درد دل ما هم که تمومی نداره! فردا میرم سونوگرافی! ایشالله همه چیز خوب باشه! توکلم فقط به خداست! گلاب به روتون تهوع ها و تلخ بودن و ترش بودن دهان واسم شروع شده! ظاهرا باید B6 استفاده کنم! شبها بخاطر رفلاکس معده حالت خفگی بهم دست میده که مجبورم دو تا بالش بذارم زیر سرم که گردنش صبح خرد و خمیر شده! نانازم هم که ظاهرا داره بزرگ میشه! دوستای خوبم اگر تجربه مفیدی در این زمینه دارید واسم بذارید شاید حالم بهتر شه! گاهی گرسنه ام ولی اصلا نمیتونم غذا بخورم! مخصوصا صبحانه! دلم واسه بچه ام میسوزه باید گرسنگی بکشه لابد! ازتون ممنونم ! روز جوان هم مبارک!

                                                 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 مرداد 1388 توسط بهار ب
.: Weblog Themes By PayamBlog :.