تبلیغات
شکوفه بهار نارنج
شکوفه بهار نارنج

دیروز رفته بودیم بیرون، كه كنجكاوی های دختر جستجوگر من ستاره خانمم طبق معمول آغاز شد!!!! اول همه توی پمپ بنزین گفت:‌مامانی بنزین چه طوری تولید میشه؟ گفتم از نفت!‌میگه نفت چیه؟‌گفتم:‌ یه مایع سیاه رنگی بدبویی هست كه اسمش نفته،‌از توی زمین درمیاد،‌بعد میبرن توی شركت نفت و تبدیل میشه به بنزین، حالا میپرسه: چه جوری میارنش اینجا؟؟؟؟؟ (منظورش پمپ بنزین بود) گفتم توی كامیونهای بزرگ میریزن میارن اینجا خالی میكنن!‌خب رفتیم جلوتر؛ گفت مامان شیر چه طوری بوجود میاد؟؟؟؟؟ (حالا میدونه ها،‌بعضی وقتا سوالای تكراری میپرسه من بهش میگم خودت بگو و اون كامل جوابشو میگه،‌نمیدونم چرا دوست داره دوباره بپرسه) گفتم از گاو شیر میگیرن دیگه مامان! میگه پس نی نی خود گاوه چی؟ اگر ما شیرشو بگیریم اونكه شیر نداره بخوره،‌گفتم چرا به اندازه ی اون باقی میمونه!!! باز رفتیم جلوتر میگه: مامان! كی این ماه های آبی رنگ رو درست كرده؟‌میگم ماه آبی؟؟؟ (فیلم اسمورف هارو بسكه نگاه كرده كلمه ی ماه آبی احتمالا توی ذهنش ثبت شده) بعد خودش گفت منظورم ابرهای آبی رنگه!‌گفتم خب مگه من چرخه ی آب رو برات توضیح ندادم كه نور خورشید میخوره به آب دریا و آب بخار میشه و تبدیل میشه به ابر! میگه چرا ولی خب كی دریا رو درست كرد؟‌گفتم خدای بزرگ!
ازین سوالات فلسفی دخملی گذشتیم! چون عاشق غذای رستوران اكبرجوجه است هرجا تابلو اكبر جوجه ببینه فوری میگه اكبرجوجه!‌(بصورت تصویری توی ذهنش حك شده) هی هر چند دقیقه یه بار تبلیغشو میدید و میگفت اكبرجوجه! رفتم فروشگاه خرید،‌یهو دیدم میگه مامان من تحفه میخوام
!!!!!!!!!!!! گفتم تحفه چیه؟؟؟( بسكه تبلیغ تحفه از تلویزیون پخش شده این رو هم بصورت تصویری توی ذهنش حك كرده بود) دیدم تن ماهی رو میگه!‌خلاصه كلیییییییییییی شاخ درآوردیم از دست این دخملی!!! بماند كه چند دقیقه بعد گیر داده به اینكه دندونام چرا روی این گوشتهای صورتی هست(منظورش لثه بود)‌ در این مواقع كه من خسته میشم از سوالات ارجاع میدم به بابایی(گفتم برو بابات دكتره از بابات بپرس!!!!!!!!!من نمیدونم این سوالارو از كجا میاره!




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 دی 1392 توسط بهار ب
.: Weblog Themes By PayamBlog :.